دوشنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۰:۵۳
کد خبر: 401710

پنج روز پس از مفقود شدن یک زن ۵۵ ساله اهل لامرد و نگرانی خانواده از سرنوشت نامعلوم او، سرانجام با پیگیری‌ها و جست‌وجوی مستمر خانواده مقتول و پلیس، فرمانده انتظامی لامرد اعلام کرد جسد وی در حالی که طلاهای همراهش سرقت شده، در ارتفاعات اطراف شهرستان کشف و دو نفر در ارتباط با این پرونده به عنوان مظنون دستگیر شدند.

در جستجو برای دستگیری قاتلین زن میانسال

به گزارش سلامت نیوز به نقل از جام جم، پنج روز پس از مفقود شدن یک زن ۵۵ ساله اهل لامرد و نگرانی خانواده از سرنوشت نامعلوم او، سرانجام با پیگیری‌ها و جست‌وجوی مستمر خانواده مقتول و پلیس، فرمانده انتظامی لامرد اعلام کرد جسد وی در حالی که طلاهای همراهش سرقت شده، در ارتفاعات اطراف شهرستان کشف و دو نفر در ارتباط با این پرونده به عنوان مظنون دستگیر شدند.

تحقیقات برای روشن شدن ابعاد این حادثه، شناسایی انگیزه احتمالی و مشخص شدن نقش افراد دستگیرشده ادامه دارد. 
دختر ۲۱ ساله، پسر ۱۹ ساله و همسر ۸۲ ساله حالا داغدار زنی هستند که تا چند روز پیش ستون خانواده کوچک‌شان بود، اما طمع به طلاهای مادر، قتل هولناک او را رقم زد. این قتل در حالی رخ داد که همسر او به دلیل عمل قلب باز توانایی کار نداشته و خانه‌نشین شده است. پسر او نیز به دلیل مشکلات جسمی نمی‌توانست کمک حال مادر باشد. در این بین، مادر و دختر ۲۱ ساله کمک خرج خانه بودند. درحالی که مادر و دختر سعی می‌کردند با دل خوش و تا حد توان زندگی را پیش ببرند، اما وقوع جنایتی هولناک شیرازه زندگی‌شان را از هم پاشید. 


ماجرا از زمانی آغاز شد که زن میانسال برای خرید و یافتن خانه‌ای ارزانقیمت از خانه‌اش خارج شد. او در حالی بیرون رفت که اهل خانواده از خروج او اطلاع داشتند و منتظر بازگشتش بودند. با طولانی شدن زمان بازگشت با گوشی تلفن همراه او تماس گرفتند، اما خاموش بود. خانواده که به شدت نگران شده بودند، جست‌وجوها  رااز در و همسایه و هرجایی که تصور می‌کردند مادر آنجا باشد آغاز کردند، اما هیچ اثری از او نیافتند و در نهایت از پلیس درخواست کمک کردند. 


خواهرزاده مقتول در توضیح ماجرای قتل خاله‌اش  می‌گوید:«پنج دایی‌ام که به شدت نگران بی‌خبری از خواهر خود بودند، به تلاش‌های خود ادامه دادند. آنها در اولین قدم، سراغ دوربین مداربسته بانکی رفتند که همان حوالی قرار داشت. با دستور پلیس دوربین بررسی و طبق تصاویر، خاله‌ام وارد یک املاکی شد.

این در حالی بود که بدون این‌که خاله متوجه شود، یک سمند سورن نقره‌ای رنگ او را در چند مسیر تعقیب کرده بود. او سی و چند گرم طلا همراهش بود. خاله‌ام پس از اتمام کار از املاکی خارج شد و به تصور این‌که سمند مسافربر شخصی است ، سوار آن شد. ‌بر اساس تصاویر دوربین مداربسته بانکی در محل، سمند دو سرنشین مرد داشت که یکی از آنها به نظر می آمد یک مرد پنجاه و چندساله باشد. راننده به جای این‌که خاله‌ام را به آدرس خانه‌اش برساند، از شهر خارج شد. بر اساس ردیابی‌های اداره آگاهی، آخرین نقطه‌ای که گوشی خاله‌ام در آنجا آنتن داشت، محلی به نام چاهسور بود. پلیس به همان محل رفت، اما نه گوشی خاله‌ام را پیدا ‌کردند و نه خاله‌ام را.»


به گفته خواهرزاده مقتول، با ادامه جست‌وجوهای پلیس، برادران مقتول هم امیدوار بودند و خود نیز جست‌وجو را ادامه می‌دادند تا شاید او را زنده نجات دهند. آنها در ادامه همان منطقه و یک مسیر قدیمی بسیار خلوت را جست‌وجو کردند. در ادامه، متوجه رد تازه لاستیک روی زمین شد که به نظر می‌آمد خودرو سرعت زیادی داشته به حدی را که تابلویی که در مسیر بود از جا کنده بود.

جست‌وجوها در آن روز به نتیجه نرسید و با توجه به تاریکی هوا، ادامه تجسس‌ به روز بعد موکول شد. روز بعد گروه جست‌وجو شامل پنج برادر مقتول و ۳۰ داوطلب دیگر با استفاده از دوربین شکاری و پهپاد، محل را که دره های زیادی هم در آنجا قرار دارد، تجسس کردند تا این‌که پس از مدتی متوجه زن مقتول بین دو تخته سنگ بزرگ شدند که خفه شده بود. از روی جراحت‌های شدید دستش هم معلوم بود به زور تلاش کرده بودند النگوهایش را از دستش خارج کنند. 


خواهرزاده مقتول در ادامه توضیح می‌دهد:«پس از جنایت خاله‌ام را به دره پرتاب کرده بودند. حال دخترخاله‌ام پس از شنیدن این خبروخیم است و ممکن است به کما برود. مادر تنها همدم این دختر بود و حالا پشتوانه‌اش را از دست داده است. بر اساس شنیده‌ها گویا یکی از مظنونان سه پرونده مشابه دارد. از دستگاه قضا انتظار داریم با جدیت به این پرونده رسیدگی کند. قانون باید طوری با این گونه افراد برخورد کند که دیگر کسی 
به خود جرات ندهد جان انسان دیگری را بگیرد.»

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha